پارت ۳ سیاست .

بعضی مواقع انسان ها یک سری چیز ها را رها می کنند تا به چیز های مهم تری برسن . البته الویت ها برای هرکس متفاوت. ما انسان ها را بخواطر انتخاب هاشون قضاوت می کنیم ولی شاید ما هم اگر جای او بودیم همین انتخاب می کردیم .
کاترین انتخاب کرد که برای پیشرفت در کارش از بدنش هم استفاده کنه . شاید شما ها انتخاب دیگری می کردید ولی او این انتخاب کرد و ما نباید او را قضاوت کنیم چون این زندگی او .
بزن روی ادامه مطلب 👇 💌
کاترین یک لباس آبی با کفش های سفید پوشیده بود و یک ست طلایی هم گردنبند گوشواره هم پوشیده بود با یک کیف سفید .
کاترین به سمت آقای جان میره .
قاتل ها همیشه اولین قتلشون براشون سخته مثل کاترین که اولین بار که قرار بزارم که مرد از بدنش سو استفاده کنه ولی نکته جالب و یا شاید غم انگیز اینه که اون کار براشون از بار دوم عادی میشه .
او کنار آقای جان میشینه و آقای جان یک نگاه پر هوس به کاترین میندازه و میگه: امشب خیلی زیبا شدی
کاترین به زور لبخند میزنی . آقای جان یک لیوان شراب برای کاترین و لیوان برای خودش میریزه و میگه: به سلامتی همکاریمون. به سلامتی زیبایی شما .
آقای جان میگه: اگر بتونی امشب من را با بدنت راضی کنی استخدامت قطعی
اون ها لیوان های بیشتری می خورن و کاترین مست میشه. آقای جان که می بینم کاترین مست اون را به خونش میبره و شروع می کنه به در آوردم لباس های کاترین و بدن او را می بوسه و میلیسه . سرش را بین پاهای کاترین می بره و میلیسه و.......
صبح روز بعد کاترین توی اتاق آقای جان متوجه میشه و می بینم که لباس تنش نیست و تازه می فهمه چه اتفاقی افتاده .
ناگهان یکی وارد اتاق میشه.
🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜🌜
امید وارم از این پارت لذت برده باشید 🎉
دوستان این پارت تقریبا +۱۸ بود اگر می خواین +۱۸ بودنش را بیشتر یا کمتر کنم توی کامنتا بگید💌
لطفاً اون قلب پایین را برام قرمز کنید چون خیلی بهم انگیزه میده💗
خیلی دوستون دارم❤️
پارت بعدی فردا ساعت۱۲ منتظر میشه ⏰📮
تا پارت بعدی خدانگهدار 👋🫶💌