پارت ۳ ارتباط

Ariana Khademi Ariana Khademi Ariana Khademi · 1404/1/9 16:11 · خواندن 2 دقیقه

چند روز میگذره و کاملیا از فکر آدرین بیرون نمیاد .

او باید بین حس مسئولیت و حس عشق یکی را انتخاب می‌کرد . 

کاملیا یک دوست صمیمی به اسم انیپ ( به معنای دختر رود نیل )داشت که مثری بود . انیپ ندیمه ی کاملیا ولی کاملیا با او خیلی صمیمی و همه ی راز هاشو به او میگه و مشاوره درجه یک و قابل اعتماد کاملیا . 

کاملیا تصمیم میگیره درمورد آدرین به انیپ بگه .

ولی اعتماد زیادی ترک شکستن دیوار راز هاست.

بزن روی ادامه مطلب 👇 💌 

کاملیا پیش انیپ می‌ره و او را به یک اتاق خودش می‌بره و میگه: انیپ باید باهات صحبت کنم.

انیپ میگه: چیز بدی؟ 

کاملیا میگه : نمی دانم خوب یا بد . من عاشق شدم 

انیپ میگه: این که خیلی خوبه ، پدرت همش منتظر بود تو عاشق بشی تا با یک پرنس ازدواج کنی . 

کاملیا میگه: ولی اون یک فرد محبوب نیست توی انگلستان

انیپ میگه: مگه اون کیه؟ 

کاملیا: پرنس فرانسوی 

حالت انیپ نگران میشه و میگه: پرنس فرانسوی ؟ خودت که می دانی روابط فرانسه و انگلستان اصلا خوب نیست ، بعد تو عاشق پرنس فرانسوی شدی؟ می دانی که با اون بودن غیر ممکن .

کاملیا با صدای ما امیدی میگه: ولی من عاشقشم .

آنیپ کاملیا را بغل می کنه و میگه: پرنسس بودن همیشه آسون نیست . قرار نیست فقط بخش های خوب اش را تجربه کنی. منم باید برم . شب باهم صحبت می کنیم .

کاملیا سر تکان میده و انیپ از اتاق بیرون می‌ره . 

چند روز میگذره و کاملیا از فکر آدرین بیرون نمیاد. تصمیم میگیره برای او یک نامه بنویسه . 

کاملیا یک کاغذ و قلم بر میدارم ‌‌‌‌و شروع به نوشتن می کنه. 

او یک دوست در فرانسه به صورت پنهانی داشت که می تونست نامه را به آدرین برسونه.

کاملیا نامه را از طریق دوستش به آدرین می رسونه .

آدرین نامه را در دستش میگیره . می بینه که روی اون نوشته از طرف کاملیا . او به آرامی نامه را باز می کنه.

🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋

امیدوارم از این ‌‌‌‌‌‌‌پارت لذت برده باشید 😀 

لطفاً اگر نظر و پیشنهادی یا صحبتی داشتین حتما توی کامنت ها بگین. من عاشق اینم که نظرات شما را بشنوم💌

یادتون نره برام اون قلب پایین را قرمز کنید . 💗

خیلی دوستون دارم . تا پارت بعدی خدانگهدار 💌 👋 🫶