پارت ۵ ارتباط🔞

Ariana Khademi Ariana Khademi Ariana Khademi · 1404/1/11 16:16 · خواندن 2 دقیقه

مسیر زندگی با تصمیمات ما مشخص میشه. 

تصمیماتی که حتی کوچک ترینشون هم در زندگی ما تاثیر داره .

ما انتخاب می کنیم . و انتخاب های ما انعکاس ما هستن.

بزن برای ادامه مطلب 👇 💌 

 

آدرین مجبور بود با لیزا بره بیرون وگرنه مادرش می فهمید که او پیش کاترین رفته . با خود آرزو می کرد که کاترین بخواطر این کار او عصبانی نشه . و او انتخاب کرد با لیزا بره بیرون . آن ها به مرکز شهر رفتن . سه روز دیگه سال نو بود پس بازار های پاریس در از وسایل کریسمس بود. برف می باره . لیزا دست آدرین را می گیره ولی آدرین دست خودش را عقب می کشه . لیزا از این رفتار او ناراحت میشه ولی چیزی نمیگه . اون ها به یک بار رفتن . همه وقتی پرنس آدرین را دیدن ادای احترام کردن . آدرین و لیزا به بخش وی ای پی رفتن . گارسون برای اون ها استیک و شراب میاره ‌‌. همون طور که لیزا برای آدرین شراب می ریخت آدرین به کاترین فکر می کرد . ممکن بود که آدرین دیگه نتونم قلب کاترین را به دست بیاره . همون طور که آدرین در افکار خود عرق شده بود ، لیزا گفت: بدنت این جاست ولی فکر و روحت نیست . بهم بگو به چی فکر می کنی .

لیزا جلو می‌ره و روی پاهای او میشینه و یک لیوان شراب به آدرین میده و یک دونه هم خودش بر میداره: به سلامتی یک شروع جدید .

آدرین لیوان شراب را می نوشه. اون ها لیوان های بیشتری می خورن و هردو مست میشن . 

آدرین چون خیلی مست بود فکر کرد کسی که جلوش کاترین نه لیزا . لیزا را می بوسه با این فکر که کاترین.  لیزا دکمه های لباس آدرین را باز می کنه و بدن اون را می بوسه و میلیسه . درون آدرین پر از شهوت میشه و...

در همین حین کاترین به لنگر گاه جنوبی رفته بود و منتظر آدرین بود . سردش بود . ناگهان یکی شونه ی کاترین را لمس کرد.

🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶🫶

امیدوارم از این پارت لذت برده باشید 🎉

پارت بعدی امشب ساعت ۸ منتشر میشه ⏰📮

اگر نظر یا پیشنهادی دارین حتما توی کامنتا بگید چون من عاشق شنیدن نظرات و پیشنهاد هاتون هستم 💌

خیلی دوستون دارم❤️

تا پارت بعدی خدانگهدار 👋 🫶 💌