پارت ۲ ارتباط ( بعدش چی)

حسادت در وجود تمام آدم ها هست اما وقتی با حس مالکیت ترکیب شود می تونن یک ترکیب خطرناک را ایجاد می کنه . دقیقاً مثل ترکیبی که برای آدرین پیش آمده.
آدرین با عصبانیت و حسادت به سمت کاملیا و جاسپر میره ، دست کاملیا را میگیره و از اونجا میره.
او کاملیا را به یک اتاق می بره و کاملیا با سردرگمی و عصبانیت می پرسه: دقیقاً داری چیکار می کنی؟
آدرین او را به دیوار می چسبونه و میگه: چرا با جاسپر رقصیدی ؟ از او خواست میاد؟
بزن روی ادامه 👇👇💌
کاملیا میخنده و میگه: به تو مربوط نیست
آدرین میگه: دقیقاً به من مربوطه
کاملیا میگه: چرا فکر می کنی به تو مربوطه؟
آدرین او را می بوسه و میگه: چون تو مال منی
کاملیا او را به عقب هول میده و میگه: خجالت بکش. ما نمی تونیم باهم باشیم .
آدرین: چرا؟
کاملیا : ما پرنس و پرنسس دو کشوری هستیم که باهم دشمن هستن ، پس این کار غیر ممکن .
آدرین: ولی هیچ چیز غیر ممکن نیست ، فقط به پیشنهادی فکر کن . جوابش را برام توی یک نامه بنویس. به هر حال فکر کنم اگر تو جواب رد بدی این آخرین دیدار ما.
آدرین از اتاق بیرون میره . کاملیا نمی خواست اعتراف کنه اما در اعماق وجودش می دانست که او هم آدرین را دوست داره . ولی بخواطر حس مسئولیتش نسبت به کشورش نمی تونست با آدرین باشه و قصد رد کردن او را داشت ،
ولی به یاد داشته باشید داستان همیشه طبق انتظار ما پیش نمیره . می تونن کوچک ترین اتفاق مسیر همه چیز را تغییر بده.
امید وارم از این پارت لذت برده باشید.
پارت بعدی امروز(۱۴۰۴/۱/۹) ساعت ۲ ظهر منتشر میشه.
دوستان لطفاً اگر از این پارت لذت بردید حتما این پست را لایک کنید چون واقعا بهم انرژی میده .💗🦋
تا پارت بعدی خدانگهدار 💌 💗 👋